بسم رب الشهدا ...
برای برادر عزیزمان و استاد عزیزمان ...
برای مصطفی ...
برای او که رفت ...
با منطق رفت ...
با علم رفت ...
برای او که در راه عشق رفت ...
و رفت ...
و یا لیتنی کنت معکم و افوز معکم فوزا عظیما ...
ما را چه توان است که برای امثال شما بنویسیم ...
ما را چه آبرو که برای شما بنویسیم ...
توان ما در حسرت مان ، در اشک مان و در آهِ مان خلاصه می شود ، نه در عمل مان ...
و امّا برای بیرونیان ...
برای آنان که گمان برده اند اسلام بچه بازی است ...
آنان که گمان برده اند دین خدا مانند خانه هایشان سُست است ...
و غافلند از این که نهضت ما ، نهضت اسلام ، به خون زنده است ...
صحیفه امام ج7 184
سخنرانى [در جمع مردم (جایگاه شهادت- نقش شهید مرتضى مطهرى در انقلاب)]
زمان: 14 اردیبهشت 1358/ 7 جمادى الثانى 1399
مکان: قم، مدرسه فیضیه
موضوع: جایگاه شهادت در اسلام- نقش شهادت آقاى مرتضى مطهرى در استوارى انقلاب اسلامى
مناسبت: مراسم بزرگداشت شهادت آقاى مرتضى مطهرى
حضار: اقشار مختلف مردم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
فلسفه شهادت در اسلام
یکى از فرقهاى مکتب اسلام، مکتب توحید، با مکتبهاى انحرافى، مکتبهاى الحادى، این است که رجال این مکتب، شهادت را براى خودشان فوز عظیم مىدانند: یَا لَیتَنِی کُنتُ مَعَهُم فَأَفُوزَ فَوزاً عظیماً. «1» از شهادت استقبال مىکنند، چون قائل هستند به اینکه، ما بعد این عالم طبیعت، عالمهاى بالاتر و نورانیتر از این عالم است. مؤمن در این عالم در زندان است، و بعد از شهادت از زندان بیرون مىرود. این یکى از فرقهایى است که بین مکتب ما، مکتب توحید، با سایر مکتبهاست. جوانهاى ما شهادت را طالبند. علماى متعهد ما براى شهادت پیشقدم مىشوند. آنهایى که به خدا اعتقاد ندارند و به روز جزا، آنها باید بترسند از موت؛ آنها از شهادت باید بترسند. ما و شاگردان مکتب توحید از شهادت نمىهراسیم؛ نمىترسیم. بیایند امتحان کنند؛ چنانکه امتحان کردند. و یکى از نکتههایى که موافق حدیث تحقق پیدا کرد، این است که در حدیث است که لَا یَزَالُ یُؤیَّدُ هَذَا الدِّینُ بِالرَجُلِ الفاجر «2» با مردهاى فاجر- به اراده خدا- این دین ما تأیید مىشود. محمد رضا مرد فاجر، خواهى نخواهى این دین به واسطه او تأیید شد؛ براى اینکه هر چه ظلم بیشتر باشد.
و هر چه ستمکارى بیشتر باشد، دین عدل بیشتر تأیید مىشود. ظالم با اعمال ظالمانه خودش دین عدل را تأیید مىکند؛ و لا یزال این طور بوده است. فرعون با فرعونیت و طغیانش دین موسى را تأیید مىکند، و ابو سفیان با طغیان، دین رسول اکرم را تأیید مىکند؛ و محمد رضا با طغیان و عصیان و جور و ستم، دین اسلام را تأیید مىکند. خدا همان طورى که از قشر متفکرین روحانى تأیید مىشود ...، خداى تبارک و تعالى مىفرماید که از قشرهاى فاسد هم، از رجل فاجر هم، دین اسلام و دین خدا تأیید مىشود؛ و آن به همین معناست که گفتم. نه تأیید مىکند؛ تأیید «مىشود»: لا یزال یُؤَیَّدُ هذَا الدینُ بِالرَّجُلِ الْفاجِر.
این رجل فاجرى که خون عزیز ما را به زمین ریخت، تأیید کرد دین خدا را. یعنى خدا دین خودش را به او تأیید کرد. با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگى ما دوام پیدا مىکند. بکُشید ما را؛ ملت ما بیدارتر مىشود. ما از مرگ نمىترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهى شب، متفکران ما را مىکشید. براى اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت مىکردید؛ مباحثه مىکردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل مىداند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهاى بزرگ ما، شخصهاى بزرگ ما، اسلام ما تأیید مىشود.
نهضت ما زنده شد. تمام اقشار ایران، باز زندگى از سر گرفت. اگر یک سستى، ضعفى پیدا کرده بود، زنده شد. اگر نبود شهادت این مرد بزرگ، و اگر مرده بود این مرد بزرگ در بستر خودش، این تأیید نمىشد؛ این موج برنمىخاست. الآن موجى در همه دنیا، همه دنیا، همه دنیایى که به اسلام علاقه دارند، این موج بلند شد. سایر کشورها هم؛ برادران من نترسید از موج.
آن که مردن پیش چشمش «تَهْلُکه» است نهى «لا تُلقوا» بگیرد او به دست
مردن تهلکه نیست؛ مردن حیات است. آن عالَم، حیات است؛ این عالم مرده است. از مردن نترسید، و نمىترسیم. آنها باید بترسند که مردن را از بین رفتن مىدانند؛ هلاک و فنا مىدانند. چرا مسلمین از موت بترسند؟ چرا علما از موت بترسند؟ این مکتب باقى است؛ مکتب اسلام باقى است؛ این نهضت باقى است، تا این ریشههاى گندیده هم زیر خاک بروند؛ تا این ریشههاى گندیده هم قطع بشوند؛ تا این توطئههاى ضعیف هم خنثى بشوند.
خداوند شما را تأیید کند. خداوند برادرهاى ما را، خواهرهاى ما را تأیید کند؛ که همه براى اسلام مفید هستید و همه نهضت را به پیش بردید. الآن هم همه با هم به پیش!
و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
کلمات کلیدی: